علم و معرفت (جلسه ۷) | استاد علیپور | چشم باطن و درک غیب
استاد علیپور | علم و معرفت (جلسه ۷) | چشم باطن و درک غیب
در این سخنرانی، با استناد به پیام رسول الله صلی الله علیه و آله، به تفاوت نگاه مادی و نگاه باطنی به انسان پرداخته میشود. باز شدن چشم قلب، انسان را از محدوده حواس ظاهری فراتر برده و حقایقی چون ملائکه، مرگ، زندگی پس از مرگ و شکستن زمان را برای او قابل درک میکند.
متن سخنرانی :
پیام اکرم صلی اللَّه و آله و سلم می فرماید فذا اراد اللَّه به عبده خیرا چی پاساژها ماشین های چند میلیاردی و موقعیت چی های و هو نه فتحه عین قلبی زندگی ما وغیب ف ام باغ اینها خون گریه کرد که در کتابخانه ها خاک میخوره چهار تا مزخرفات پنج تا مغز الکلی را ما برای خودمون الگو میکنیم خیال میکنیم علم اند در این حقایق علم دو تا چشم او رو که در قلبش است اون را باز می کنه باز شد چه اتفاقی می افتد بهما ما وعده بالغیب تا دیروز همه تو خیالت می گفتن مالئکه می پره اونور می پره یه چیزی روح یه چیزیه باد میاد والیت یه چیزیه که بله مثال یک شرایط خاص خودش را عملا صالح جهنم بهشت مرگ دراز میکشه هیچی نفهم یعنی چاله است که اونجا اللَّه اکبر چقدر این جنایت کار ما کردند همه در حال چه وقتی اون چشم باطن باز شد اصلا میبینه مرگ یعنی چی بعد از مردن زندگی یعنی چی اون زندگی براش شان انسان یعنی اینه گوسفند نیست که وقتی چاقو میزاره اون موقع بفهمه می میره این انسان استعدادهایی دارد می تونه زمان را بشکنه حتی عالم ها رو ببره جلو یعنی چی روایات داریم که جای خودش اثبات مفصل خودش را دارد زمان را می شکند گذشته گذشته ها می بیند که من یه لخته خون بودم یه جایی اونم االن شدم منو کردن این نه اینکه شدم این یه انسانی همچو چیزیست بینایی براش باز می شود آنگاه چی فامیل این قسمت بوده به خود غیب را میشناسد االن من غ چی میشناسم چیه یه چیز ذهنیه تو ذهنم چون از راه غیر حس مربوط میشناسند بنابراین آنها را میگیرم یه چیزی درست تا سال تناقض دچار چهار تا میشه الفبا میخونم پس غربی ها راست میگن اونا درست میگن اینا نمی خونه ما اودمیم انسان را تشریح کردیم می گفتن دو تا مالکی اینجا اونجا هیچ نپريد هیچی از اونجا ما ندیدیم اینا نعوذ بالله ما انسان رو قدیم ها نمی دونستن خیال می کردیم دو تا پرنده هست ما علم امت تشديد كرد ذره ذره سلول ها هیچ خبری از حرفا نیست نعوذ بالله نعوذ بالله حالا هی بگو که بابا مفهوم داری این بدبختی مال اون مفهوم از مالئکته تو چطور میگی که این سلول فالن گو را داره غذا رو جذب میکنه چرا قبول میکنید چطور میشه فالن قوه فالن چیز را حذف میکنه با فالن قوه و چطور قبول میکنید اگر درست میفهمیدی همون قوه که حذف میکنه یا جذب میکنه او تحت مدیریت قوه ترک شور عقل داره این قوه این قوه رو حذف جذب می کنه و تو به اون نرسیدی هنوز تو جاهلی هنوز به اون که معصوم علیه السالم می خواد بفرماید منتها رسیدن اون دیگر با این چشم گوش نیست فامن بالغیبه علی الغیب
افزودن دیدگاه جدید