رفتن به محتوای اصلی

علم و معرفت (جلسه ۹) | استاد علیپور | حقیقت خیر و شر

تاریخ انتشار:
بررسی ماهیت خیر و شر در نظام آفرینش؛ تبیین اینکه شر وجود مستقلی ندارد و امری عدمی و تبعی است، با مثال سایه و پرنده، و نقد شبهات در این زمینه.
علم و معرفت (جلسه ۹) | استاد علیپور | حقیقت خیر و شر

پخش صوت

علم و معرفت (جلسه ۹) | استاد علیپور | طریق رسیدن به پاسخ شبهات و سوالات معرفتی

دو نوع سؤال وجود دارد: سؤالاتی که در علوم تجربی با استدلال قانع‌کننده پاسخ می‌گیرند و سؤالاتی که نیازمند تلاش و تفکر عمیق‌تر هستند. در بحث خیر و شر نیز باید مشخص شود در چه نظامی سخن می‌گوییم؛ چرا که خداوند تنها خیر را آفریده و شر، امری عدمی و تبعی است که به واسطه محرومیت از خیر نمود پیدا می‌کند.

متن سخنرانی : 

سؤالات دو جور هست. ما یه وقت پاسخ سؤال را می‌آوریم پیش سؤال‌کننده تا قانع می‌شود. مثل همون در علوم تجربی، علوم‌های ذهنی که معمولاً پاسخ می‌آید با استدلالات قانع‌کننده، شخص جواب رو می‌بیند و قانع می‌شود و تمام می‌شود. یه وقت یه سری سؤالاتی هست که برعکسه. سؤال‌کننده باید زحمت بکشد، بکوشد تا برود پیش آن پاسخ تا ببیند پاسخ یعنی چی. هیچ وقت پاسخ پیش او نخواهد آمد. از شرطی مثلاً یک نفر اولین باری دوچرخه‌ای رو که رو پاش وای نمی‌ایسته براش سؤال‌ه چگون می‌شود یک آدم هفتاد کیلو هم روش اون ببره او رو؟ یه سؤال خیلی عمیقیه. ده سال هم بهش استدلال بیاریم قانع‌کننده نیست برایش. خودش باید بره، زحمت بکشه، تحمل کنه، تربیت بشه، هی برو بیفته زمین، بخوره، بلند شه تا بالاخره بشینه و برود و ببیند یعنی چی. خودش باید بره تو پاسخ اونجا. معارف از این جنس هستند. یه غرب‌گرای بدبختی این‌گونه سؤالات رو می‌آد پرورش می‌ده. بعد می‌گه آقا دیدید علمای دین نمی‌توننه جواب ما رو بگه؟ دیدید ما مثلاً چقدر سؤالاتمون فلانه؟ در حالی که این بدترین جهل خودش رو نشان می‌دهد. نمی‌فهمد که این‌گونه سؤالات رو تو باید زحمت بکشی، بالا بیایی، رشد کنی و بری اون استعدادهای باز بشه ببینی مطلب چیه. خلاصه چون بحث‌ها جلسه قبل توضیح داده شده بگذریم. دوم عرض کردیم که ما هر سؤالی که می‌خواهیم پاسخ بدهیم باید متناسب آن نظامی که حاکم بر اون سؤال و در اون زمان هست متناسب آن نظام باید جواب او رو بدیم. نه اینکه مورد سؤال ما در یک نظام باشد و پاسخ ما در یه نظام دیگر. مثلاً عرض کردیم که می‌خواهیم درباره آب سؤالاتی درباره آب داشته باشیم که در منهای ده درجه است پاسخ رو هم در منهای ده درجه باید در اون نظام به اون سؤال جواب بدیم. سؤال ما در آب منهای ده درجه باشد، پاسخ ما در بالای صد درجه باشد. آبی که در نظام بالای صد درجه است پاسخ باید در اون نظام باشد. آبی که در منهای ده درجه هست باید پاسخ در نظام منهای ده درجه باشد. نمی‌شه اینا رو هم قاطی کرد، شبهه درآورد و ذهن انسان رو به هم ریخت. این نکته‌های دقیقی‌ست که متأسفانه شیطان از این‌ها و شیاطین انسی خیلی استفاده‌ها می‌کنند. جوان‌های عزیز ما را که هی به شبهه می‌اندازند، به گرفتاری‌های فکری از این نقطه‌های پیچیده شیطانی استفاده می‌کنند. اینا اصلاً مغالطه است. مثلاً در این بحث ما صحبت از شر هست. آخه ما شر رو که می‌خواهیم بگیم چرا خدا آفرید و تا این طور باشد اول باید شر یعنی چی؟ تا این سؤال بعدش مطرح بشه. شر رو ما در چه نظامی می‌خواهیم معنا بکنیم؟ این باید معلوم باشد. اصلاً خداوند متعال شری نیافریده تا کسی شبهه کنه که چرا خدا شر رو آفریده. خدا آنچه که آفریده خیر آفریده. خداوند خیر آفریده آنگاه هر چیزی مقداری که از خیر محروم می‌شود اونجا شر نمود پیدا می‌کند. محرومیت از خیر شر اونم نموده. نه یک خلقت. خلقت معنای خودش رو دارد، نمود معنای خودش رو دارد. نمود یک موجود تبعیه. نه مستقلاً یک موجود باشد. یه مثال عرض بکنیم تا مطلب خیلی مثالً یک پرنده‌ای می‌بینیم سایه او دیوار افتاده. ما دیوار که پرنده اونجا منگاره، پرش، پاهایش قشنگ اونجا خب این سایه تبع آن پرنده هست. آنچه که وجود مستقلی دارد نسبت به سایه خود پرنده‌یه. بدین معنا که اگر پرنده هرگونه بره کنار اصلاً سایه‌ای نیست اونجا. تا پرنده رفت سایه اصلاً وجود ندارد. برعکس دیوار وجودش نسبت به پرنده مستقله. هزار تا از این پرنده‌ها بیاد و بره. دیوار تو جای خودشه. چرا؟ چون دیوار وجودش مستقل از این پرنده‌یه. اون برای خودش اینم برای خودش. هر دو دو وجود مستقل از هم هستند. اما سایه این‌جوری نیست. تا پرنده تکان خورد سایه هم تکان می‌خوره. تا پرنده رفت اصلاً سایه نیست. کوی سایه اینجا؟ وجود مستقلی ندارد نسبت به پرنده. و این‌قدر این وجود ضعیفه اگه ما سایه رو بندازیم، بره، دیوار رو بریزیم، سایه هم بره. مثالً بر فرض. یا این نور رو برداریم سایه هم بره. پرنده جای خودشه. پرنده هیچ طوری نشده. هزار تا از این سایه‌ها بریزن برن. پرنده وابسته به او نیست. پرنده تابع سایه نیست. که با رفتن او این از بین بره. اما اون تابع اینه. سایه وجود مستقلی ندارد.

وجودش تبعیه نسبت به اون. آنکه وجود دارد این‌طور نیست که مثالً خیر یه وجود مستقلیه، شر هم یه وجود مستقلیه. حاال مثالً خیر با شر مثالً هر کدام یک همچو چیزی نیست. آنچه خدا خلق کرد خیره مطلقاً. هر که و هر چی مقداری که از خیر محروم می‌شود شر اونجا نمود پیدا می‌کند. البته ما بحثمون در معنای خیر و شر نیست. معنای خیر و شر در روایات، در ادعیه معانی خیلی جالبی دارد که ان‌شاءاهلل در جای خودش باید بحث بشه. حاال الان اینجا که این بحث وارد بشیم از خود بحث باز می‌مونیم. این ان‌شاءاهلل باشد یه فرصت مناسب خودش. یه اشاره‌ای بود به اینکه شر یه وجود تبعی به خیر هست. از لحاظ عدمی و از لحاظ محرومیت از او

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا