شرح دعای روز دوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز دوم ماه مبارک رمضان, دعای روز دوم ماه رمضان, ماه رمضان
رضای خدا یا رضایت خلق/ چگونه بنده خاص خدا شویم؟/ جلب رضایت الهی در گرو تحقق مردم سالاری دینی و نفی دموکراسی غربی/ منظور از خشم خدا چیست؟/ موفقيت، در پرتو تلاوت حقيقي قرآن/ پرورش صبر و شکیبایی؛ تجلی اسماء الهی

شرح دعای روز دوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

شرح دعای روز دوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی | رضای خدا یا رضایت خلق/ چگونه بنده خاص خدا شویم؟/ جلب رضایت الهی در گرو تحقق مردم سالاری دینی و نفی دموکراسی غربی/ منظور از خشم خدا چیست؟/ موفقیت، در پرتو تلاوت حقیقی قرآن/ پرورش صبر و شکیبایی؛ تجلی اسماء الهی

بیشتر بخوانید:
دعاهای تصویری روزانه ماه مبارک رمضان
ویژه نامه پیام ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
شرح دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان توسط مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) + صوت

شرح دعای روز دوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

شرح دعای روز دوم ماه رمضان از آیت الله مکارم شیرازی

دعای روز دوم ماه مبارک رمضان :«اللهُمَّ قَرِّبْنی فیهِ الی مَرْضاتِکَ، وَجَنِّبْنی فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ، وَوَفِّقْنی فیهِ لِقِرآئَةِ ایاتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ خدایا در این ماه مرا به خشنودیت نزدیک کن، و از خشم و غضبت دورم کن، و بر تلاوت آیاتت موفّقم بدار به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

رضای خدا یا رضایت خلق

در نخستین فراز از دعای روز دوم ماه مبارک رمضان می خوانیم:«اللهُمَّ قَرِّبْنی فیهِ الی مَرْضاتِکَ؛ خدایا در این ماه مرا به خشنودیت نزدیک کن».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

در بسیاری از موارد رضای خلق و خالق در مقابل هم قرار می گیرند؛ اگر رضای خالق را طلب کنیم از رضای خلق جدا می شویم و اگر رضای خلق را طلب کنیم از رضای خالق جدا می شویم، در این جا چه باید کرد؟[مشکات هدایت؛ ص۱۲۳]

امام صادق علیه السلام در پاسخ به این پرسش می فرماید: «... فَإِنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کَفَاهُ اللّهُ أمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النَّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکَّلَهُ اللّهُ إِلَی النَّاسِ، وَ السَّلَام؛[بحار الأنوار؛ ج ۷۵؛ ص ۱۲۶] کسی که رضایت خدا را بر ناراحتی مردم ترجیح دهد، خداوند قلب های مردم را بسوی او جلب خواهد کرد و کسی که رضایت مردم را بر خشنودی خدا ترجیح دهد، خداوند او را به مردم وا می گذارد.»[مشکات هدایت؛ ص۱۲۲]

کلام نورانی آن حضرت نشان می دهد باید  بسوی خشنودی خدا رفت و غضب خدا را به قیمت رضایت مردم، برای خود خریداری نکرد، چون اگر رضای خدا را طلب کنیم، خداوند قلبهای مردم را بسوی ما جلب کرده و مشکل مردم را با ما حل خواهد کرد، ولی اگر رضایت مخلوق را طلب کنیم، خداوند ما را به انسان های ضعیفی که «لَایَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفَعاً وَلَا ضَرّاً؛ (کسانی که حتّی) مالک سود و زیان خود نیستند»[سوره رعد؛ آیه ۱۶] واگذار می کند که نتیجه آن ناکامی در دنیا و آخرت است.[مشکات هدایت؛ ص۱۲۳]

لذا انسان باید بفهمد ضعیف است و تا حمایت الهی نباشد نمی تواند کاری صورت دهد. ازاین رو کارها را برای خدا بکند، اگرچه مردم از او ناراضی و خشمگین گردند، زیرا در این صورت است که خداوند شرّ مردم را از او بازمی دارد.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۶۳]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

چگونه بنده خاص خدا شویم؟

انسان بسیاری از اوقات بر سر دوراهی گرفتار می شود؛ راهی بسوی رضای خدا می رود و راهی بسوی رضای خلق، در آنجا که خلق چیزی زاید بر حق خود را بخواهند در اینجا مؤمنان خالص از غیر آنها شناخته می شوند؛ مؤمنان خالص در آن راه گام می گذارند که رضای خداست، زیرا می دانند که با جلب رضایت و حمایت او هیچ کس نمی تواند کاری بر خلاف آنها انجام دهد در حالی که اگر برای جلب رضای بعضی از زیاده خواهان، رضای خدا را زیر پا بگذارند، کاملا بی دفاع خواهند ماند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۹؛ ص۳۶۷]

در این زمینه امام صادق علیه السلام می فرماید: «مِنْ صِحَّةِ یَقِینِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یُرْضِیَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ؛ از نشانه های سلامت ایمان مؤمن این است که رضایت مخلوق را به بهای به دست آوردن غضب پرودگار طلب نکند».[کافی؛ ج ۲؛ ص ۵۷؛ ح ۲]

مثلًا حادثه ای پیش می آید اوّل رضایت خدا، بعد رضایت خلق خدا، بعد رضایت خود انسان. اگر چنین شد بنده خاص خدا خواهیم بود، امّا اگر خواستیم ببینیم که انعکاس خارجی آن چیست، آیا با منافع ما می سازد؟ و ضمناً ببینیم خدا چه می گوید؛[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۱۹۰] یعنی نظر خدا را در ضمن یا بعد از رضایت مردم و خود ببینیم. این شرک در عمل است، وگرنه توحید خالص غیر از اینهاست و برای رسیدن به توحید خالص در هر پیشامدی باید دید که اوّل نظر خدا چیست بعد به نظر مردم یا خودش توجّه کند.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص ۱۹۱]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

جلب رضایت الهی در گرو تحقق مردم سالاری دینی و نفی دموکراسی غربی

بدیهی است انسان مؤمن، خداوند متعال را مالک همه چیز می داند. به تعبیر دیگر، ما انسانها نمایندگان خدا هستیم و باید در مسیر رضایتش گام برداریم؛[والاترین بندگان؛ ص۱۶۵] از سوی دیگر  متفکران مکاتب سیاسی غربی می گویند:«هر چه مردم خواستند، و به آن رأی دادند، باید همان شود. اگر دین را خواستند همان، و اگر به دین رأی نداند همان!»[والاترین بندگان؛ ص۱۶۵] حال آنکه ما باید تابع خدا باشیم، و به رأی مردم تا آنجا احترام بگذاریم که در راستای رضایت خداو در چهار چوبه مسائل شرع باشد؛ نه این که رأی مردم محور باشد![والاترین بندگان؛ ص۱۶۵]

امام علی (علیه السلام) در این زمینه به نکته مهمی می پردازد که در حیات امروز بشر و شکل گیری حکومت ها، اثرش از هر زمان آشکارتر است. آن حضرت می فرماید: «باید محبوب ترین کارها نزد تو اموری باشد که در جهت رعایت حق از همه کامل تر و از نظر عدالت شامل تر و از نظر رضایت عمومی مردم جامع تر باشد».[(وَلْیَکُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا  فِی الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِی الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَی الرَّعِیَّةِ)،( پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱۰؛ ص۳۹۹)]

بدیهی است قوانین و مقرراتی که هم از نظر حفظ حقوق، جامع تر و هم از نظر رعایت عدالت شامل تر و هم رضایت توده های مردم را بهتر جلب کند، مورد رضای خدا و خلق است و هنگامی که خداوند از حکومتی راضی و خلق خدا از آن خشنود باشند، دوام و بقای آن تضمین شده است؛ مفهوم این سخن آن است که مهم رضای اکثریت قاطع مردم است نه اقلیتی ثروتمند و خودخواه که همواره در حاشیه حکومت ها زندگی می کنند.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱۰؛ ص۴۰۰]

مردمی که فطرتاً بر ترک ظلم و فساد و تحقق عدالت تأکید می ورزند همانگونه که این مطالبه در درون فطرت انسانها از روز نخست بوده است[تفسیر نمونه؛ ج ۱۵؛ ص۳۳۶] که در واقع زیربنای حکومت های پایدار را تشکیل می دهد.[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱۰؛ ص۴۰۱] این همان چیزی است که امروز به مردم سالاری دینی یاد می شود[پیام امام امیر المومنین علیه السلام؛ ج ۱۰؛ ص۴۰۱] که معنای آن انجام خواسته های مردم در چهارچوب رضای خداست، ولی دنیای امروز این را نمی گوید، بلکه فقط خواست مردم(دموکراسی) مهمّ است، تا جایی که بعنوان مثال هم جنس بازی را قانونی می کنند.[مشکات هدایت؛ ص۱۲۴]

بی تردید مردم سالاری به این معنا سبب جنگ های زیادی در دنیاست چرا که بعنوان مثال مردم سالاری در آمریکا بر محور خواست ملّت آمریکا و در انگلستان خواسته مردم آن جاست که در بعضی موارد با هم در تعارض است، چون منافع مادّی نوعاً در تضاد است و سردمداران این کشورها هیچ گاه خواسته تمام مردم دنیا را در نظر نمی گیرند.[مشکات هدایت؛ ص۱۲۵]

گاه در یک کشور هم، مردم سالاری دارای تضاد است، چون گاهی منافع ۲۵% از مردم که در انتخابات پیروز شده اند بر ۷۵% مقدّم می شود، و حتّی در جایی که ۵۱% در یک طرف و ۴۹% در طرف دیگر باشد، باز منافع ۴۹% برآورده نمی شود، ولی اگر مردم سالاری دینی باشد نه تنها منافع مردم کشور خود، بلکه منافع کشورهای همسایه و تمام دنیا (رضای خلق) باید تأمین شود.[مشکات هدایت؛ ص۱۲۵]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

منظور از خشم خدا چیست؟

در فراز دیگر از آن دعای نورانی می خوانیم:«وَجَنِّبْنی فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ؛ و از خشم و غضبت دورم کن».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

در بسیاری از آیات قرآن سخن از غضب و سخط الهی به میان آمده است، حال آنکه غضب به معنی هیجان درونی توأم با انتقام جویی که آثار آن برافروخته شدن صورت و پرشدن رگ های گردن از خون است در مورد خداوند که بالاتر از جسم و جسمانیت و تغییر و دگرگونی است مفهومی ندارد، همان گونه که انتقام جویی به معنی فرو نشاندن سوز دل و به اصطلاح تشفی قلب با اذیت و آزار دشمن درباره ذات پاک الهی نیز نامفهوم است.[اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۷]

لذا مفسران غضب الهی را به معنی کیفر عادلانه او در مورد گنه کاران در دنیا و آخرت تفسیر کرده اند.[اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۷]

در احادیث اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است، چنانکه در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که در برابر این سؤال که غضب خداوند چیست؟ فرمود:«غَضَبَ اللَّهُ تَعالی عِقابُهُ. یا عَمرو![اشاره به عمروبن عبید معتزلی است که با جماعتی خدمت امام باقر علیه السلام آمده بودند، به گمان این که آن حضرت را بیازمایند و سرانجام شرمنده بازگشتند] مَنْ ظَنَّ انَّ اللَّهَ یُغَیِّرُهُ شَیْ ءٌ فَقَدْ کَفَرَ؛ منظور از غضب خداوند متعال، عقاب و کیفر او است. ای عمرو! کسی که گمان کند چیزی خداوند را دگرگون می سازد (و تغییر حالت می دهد) کافر شده است».[بحار الانوار؛ ج ۴؛ ص ۶۸]،[اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۷]

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که خشم خدا کیفر او است [اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۷] همان گونه که رضای او ثواب او است. (نه این که در ذات خداوند به هنگام خشم و رضا تغییر و دگرگونی حاصل شود که این از صفات ممکنات است).[اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۸]

کوتاه سخن اینکه آیات و روایاتی که سخن از غضب و سخط خدا می گوید، ارتباطی با خشم و غضب مخلوقین ندارد، بلکه کیفرهایی است عادلانه که برای تربیت انسان ها مقرر شده است.[اخلاق در قرآن، ج ۳، ص ۳۹۸]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

موفقیت، در پرتو تلاوت حقیقی قرآن

«وَوَفِّقْنی فیهِ لِقِرآئَةِ ایاتِکَ؛ و بر تلاوت آیاتت موفّقم بدار».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

بهار قرآن ماه مبارک رمضان است و تلاوت آن در این ماه ثواب فراوانی دارد[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۵]، اگرچه تلاوت و قرائت کلام وحی مخصوصاً در ماه مبارک رمضان اجر و ثوابی بس عظیم دارد لیکن تنها نباید به قرائت و تلاوت قرآن بسنده کرد بلکه باید در عجایب آیات قرآن توقّف و تدبّر نمود.[مثالهای زیبای قرآن؛ ج ۱؛ ص۲۵۰]

لذا در ذیل مادّه «تلاوت»[ر.ک:«راغب»؛ «مفردات»] می خوانیم: مراد از «یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ» این است که با علم و عمل از آیات قرآن ، پیروی می کنند یعنی «تلاوت» مفهومی بالاتر از مفهوم «قرائت» دارد و با یک نوع تدبر و تفکر و عمل همراه است.[سورۀ اعراف؛ فضیلت سوره(تفسیر نمونه؛ ج ۶؛ ص ۱۰۰)]،[لغات در تفسیر نمونه؛ ص۱۴۰]

متأسفانه فکر می کنیم موضوعیّت با این است که قرآن را بارها تلاوت کنیم، ولی توجّه به این نکته نداریم که قرآن برنامه عملی مسلمانان است، قرآن نسخه حکیم است و نسخه حکیم را هرچند زیاد بخوانیم، بیماری ما مداوا و درمان نمی شود، زیرا عمل لازم است. خواندن هم لازم است، امّا خواندن مقدّمه عمل است. برداشت ما از قرآن این است که الفاظش مقدّس و در ماه رمضان نازل شده و هر چه بیشتر بخوانیم ثوابش بیشتر است. در یک کلمه، خود قرائت قرآن موضوعیّت دارد ولی غالباً[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۵] نکته اصلی که قرائت قرآن راهی بسوی عمل کردن است فراموش می شود.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۶]

اینکه در ماه رمضان قرآن خواندن سفارش شده، علّتش این است که در ماه رمضان به سبب روزه، قلب انسان صاف شده و آماده پذیرش تلقینات و تبلیغات است و قرآن هم بهترین تبلیغ است. پس مراد این است که در ماه رمضان قرآن بخوانیم که هم قلبمان آن را بپذیرد و هم هدایت و تربیت شود.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۶]

بعنوان نمونه به ما گفته اند که هرگاه به آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» رسیدید «لبّیک» بگویید.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۶] یعنی ما هم مخاطب ایم و این یک موضوع تاریخی نیست که فقط مخاطب آن اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله باشند.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۶] یا هنگامی که در قرآن به موضوع عذاب می رسید به خدا پناه برید. یعنی شامل شما هم می شود. هرگاه به آیات بهشت و نعمت های آن رسیدید آنها را از خدا بخواهید، چنانکه امام علی علیه السلام در خطبه همّام می فرماید: «وَظَنُّوا أنَّ زَفیرَ جَهَنَّمَ وَشَهیقَها فی اصولِ آذانِهِم؛ پرهیزگاران کسانی اند که وقتی قرآن می خوانند احساس می کنند که صدای زفیر و شهیق جهنّم بیخ گوششان است».[نهج البلاغه؛ خ ۱۹۳] قطعاً موفقیت حقیقی در پرتو  این نوع برداشت از قرآن موضوعیّت دارد.[انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی؛ ص۴۳۶]

ꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥꕤꕥ

سخن آخر:(پرورش صبر و شکیبایی؛ تجلی اسماء الهی)

در فراز پایانی دعا می خوانیم:«بِرَحْمَتِکَ یا ارْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان».[کلیات مفاتیح نوین؛ ص۸۱۲]

بی شک منظور از خواندن خدا به اسماء حسنی تنها این نیست که الفاظ را بر زبان جاری کنیم و مثلا بگوییم «یا ارحم الرّاحمین»، بلکه در واقع این است که این صفات را در وجود خودمان به مقدار امکان پیاده کنیم، و به تعبیر دیگر متصف به اوصاف او و متخلق به اخلاقش گردیم.[برگزیده تفسیر نمونه؛ ج ۲؛ ص۱۱۵]

لذا توجه به این نکته که خداوند «ارحم الرّاحمین» است و نسبت به بندگانش از هر کسی مهربانتر است و او برای رعایت و تأمین مصالح عباد، حوادثی می آفریند که اسرار و منافعش پوشیده است، روح شکیبایی را در انسان پرورش می دهد.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۴۵۴]

بدیهی است، هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیشتر باشد، صبر او نیز بیشتر خواهد شد؛ به تعبیر دیگر، تحمل صبر و شکیبایی برایش آسان تر می گردد.[اخلاق در قرآن؛ ج ۲؛ ص۴۵۴]

و از اینجا روشن می شود که در مشکلات سخت و حوادث بسیار پیچیده و دردناک باید به این وصف امیدبخش الهی پناه بریم، و خود را در سایه رحمت او قرار دهیم، بعلاوه بکوشیم مظهر این صفت باشیم و لااقل پرتوی از آن را در وجود خود زنده کنیم.[پیام قرآن؛ ج ۴؛ ص۳۵۸]

Share