واکاوی ادعای رسانههای باکو درباره سازماندهی پناهندگان در ایران | پاسخ مستند به اتهامات
واکاوی ادعای رسانههای باکو درباره پناهندگان در ایران | پاسخ مستند
رسانههای وابسته به دولت باکو اخیراً ادعا کردهاند که مراکز مذهبی در قم با هدایت وزارت اطلاعات و سپاه، به سازماندهی پناهندگان آذربایجانی برای فعالیت علیه جمهوری آذربایجان پرداختهاند. این مقاله با نگاهی مستند به تناقضهای رفتاری باکو، حضور تکفیریها در مرزها و میزبانی از اسرائیل، به این اتهامات پاسخ میدهد.
مقدمه:
طی روزهای اخیر، رسانههای وابسته به دولت باکو ادعایی را مطرح کردهاند مبنی بر اینکه مراکز مذهبی و امنیتی در قم، با هدایت وزارت اطلاعات و سپاه، دست به سازماندهی گروهی از شهروندان آذربایجانی به عنوان "پناهنده" زدهاند تا از آنها برای فعالیتهای تبلیغاتی سیاسی-ایدئولوژیک علیه جمهوری آذربایجان استفاده کنند. این یادداشت با هدف بررسی ابعاد این ادعا و پاسخ به اتهامات مطرحشده، بر اساس واقعیتهای میدانی و رویههای دو کشور تدوین شده است.
تناقض رفتاری باکو در مواجهه با پناهندگان سیاسی:
سالهاست که جمهوری آذربایجان به پناهگاهی امن برای مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران، گروههای تجزیهطلب و عناصر وابسته به سرویسهای اطلاعاتی بیگانه تبدیل شده است. حضور فعالانه افرادی که از ایران گریختهاند، در رسانههای دولتی آذربایجان به عنوان "کارشناس" و تحلیلگر سیاسی، بدون هیچگونه محدودیت قانونی، نمونهای آشکار از این رویه است. اگر اساساً چنین طرحی از سوی ایران وجود داشت، واکنش باکو تنها میتوانست پاسخی به رویه دیرینه خودش باشد؛ اما جمهوری اسلامی همواره بر پایبندی به اصول همسایگی و عدم مداخله تأکید داشته است.
واقعیتهای میدانی؛ از پایگاههای اسرائیل تا تکفیریهای مرزی
افزون بر تناقض رفتاری، باکو عملاً به بخشی از راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی در منطقه تبدیل شده است. جمهوری آذربایجان با میزبانی از تأسیسات و فعالیتهای سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل (که اکنون به "اسرائیل دوم" شهرت یافته)، امنیت منطقه را به مخاطره انداخته و خط قرمزهای ایران را نادیده گرفته است. در زمینه تکفیریها، دولت باکو با نامگذاری این گروهها به عنوان "نیروهای غیرقابل کنترل"، عملاً به آنها مشروعیت بخشیده و همزمان کوشیده است تا حملات احتمالی آنها به ایران را توجیهپذیر جلوه دهد. درگیریهای نیروهای نظامی باکو با تکفیریها عمدتاً جنبه صوری و نمایشی داشته و شبیهسازی این درگیریها برای سلب مسئولیت از اقدامات خرابکارانه احتمالی علیه ایران طراحی شده است. این گروهها بارها با نیروهای نظامی آذربایجان درگیر شدهاند، اما ماهیت برونمرزی و ضدشیعی آنها موجب شده که این درگیریها بیش از آنکه واقعی باشد، به عنوان پوششی برای هماهنگیهای پنهان عمل کند. همچنین بررسیهای میدانی نشان داده که هماهنگیهای عجیبی بین اقلیم کردستان عراق، باکو و ترکیه در زمینه حضور و پشتیبانی از تکفیریها وجود دارد که برخی از عناصر تکفیری خود به آن اعتراف کردهاند. رهبر شهید ایران، امام خامنهای قدسسره، پیش از این در برنامه تلویزیونی به صراحت به حضور تکفیریها در جمهوری آذربایجان و نزدیک مرزهای کشور اشاره کردند و تأکید داشتند که این گروهها در کمین هستند و ایران نسبت به هرگونه نزدیکی آنها به مرزها واکنش قاطع نشان خواهد داد.
خانم سمیره جعفروا و پروژههای رسانهای:
ادعای بیاساس رسانههای باکو دربارهٔ خانم سمیره جعفروا، که طبق بررسیهای ما ایشان بهعنوان معلم قرآن برای زنان و دختران آذربایجانی فعالیت دارند، بیش از آنکه مستند باشد، تلاشی برای انحراف افکار عمومی از نقش خودشان در پناهدهی به عناصر وابسته به پروژههای تجزیهطلبانه است. اما ابهام بزرگ و علامت سؤال جایی است که چگونه است که باکو نسبت به فعالیت برخی زنان آذربایجانی که در صدا و سیما و محافل رسانهای ایران حضور دارند و ظاهراً منتقد جمهوری آذربایجان هم هستند، هیچ اقدامی انجام نمیدهد؟! این رویکرد گزینشی، پردهای است برای پنهانسازی لابیها و عوامل نفوذی خودشان در ایران. کارشناسان و تحلیلگران ایرانی حوزه آذربایجان و قفقاز، مدتهاست که اسامی عناصر وابسته به دولت باکو را در ایران شناسایی و مستندسازی کردهاند؛ این نشان از هوشیاری کامل حوزه کارشناسی کشور دارد.
چرا این ادعا در مقطع کنونی مطرح میشود؟
هدف اصلی از طرح این اتهام وارونه، زمینهسازی برای سه اقدام زیر است:
- پوشش خرابکاریهای زمینی: باکو میکوشد با این ادعا، هرگونه تحرکات نظامی احتمالی خود علیه ایران را به عنوان "واکنش دفاعی" جلوه دهد.
2. توجیه اقدامات تروریستی: دولت آذربایجان با وانمود کردن به اینکه ایران به دنبال سازماندهی زنان علیه باکو است، عملاً میخواهد حملات تکفیریها را از سوی خود منتفی بداند، در حالی که مدارک متقنی از هماهنگی با اربیل و حضور عناصر تکفیری در مرزهای ایران وجود دارد.
3. انحراف از ناتوانی داخلی: باکو که با اعتراضات داخلی و نارضایتی مردمی مواجه است، با دامن زدن به "تهدید ایرانساخت" قصد دارد افکار عمومی را به بیرون معطوف کند.
نتیجهگیری و هشدار نهایی:
جمهوری اسلامی ایران با ۹۰ میلیون جمعیت و مردمی که در بحرانهای اخیر، وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب به اثبات رساندهاند، نیازی به چنین تاکتیکهای حاشیهای ندارد. گستاخی اخیر علیاف در جنگ رمضان و سپس عقبنشینی وی، نشان داد که این نوع ادعاها فاقد استدلال هستند و شباهت بسیاری به یک طنز تلخ رسانهای دارند؛ طنزی که ریشه در فقدان تحلیل عمیق از معادلات منطقه دارد. تجربه کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند امارات، بحرین و قطر و... که به آمریکا پایگاه نظامی دادند و ایران آن پایگاهها را به عنوان مبدأ حملات شناسایی و با موشکهای خود هدف قرار داد، هشداری جدی برای کشورهایی چون باکو محسوب میشود. اگر باکو به این مسیر خصمانه ادامه دهد، ممکن است روزی فرا رسد که ایران نیز پایگاههای مشابه یا مراکز راهبردی رژیم صهیونیستی و تکفیریها را در آنجا مورد هدف قرار دهد؛ در آن صورت، احتمال دیگری مثل سقوط رژیم علیاف نیز دور از انتظار نخواهد بود. به دولت باکو توصیه میشود به جای دامن زدن به اتهامزنی، از این تجربهها عبرت گیرد و بر همکاریهای دوجانبه و احترام به تمامیت ارضی همسایگان تمرکز کند. جمهوری اسلامی ایران آمادگی کامل برای مقابله با هر گونه تهدید واقعی را دارد و این گونه ادعاهای بیاساس، خللی در عزم ملی برای دفاع از کیان کشور ایجاد نخواهد کرد.
افزودن دیدگاه جدید