ائتلاف نظامی مکه و جایگاه آذربایجان؛ از گمانهزنی تا واقعیت
ائتلاف نظامی مکه و جایگاه آذربایجان؛ از گمانهزنی تا واقعیت | تحلیل راهبردی ابوکاظم حسنی
امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان، تحولی تازه در معادلات امنیتی خاورمیانه رقم زده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آذربایجان در این ائتلاف نوظهور چه جایگاهی دارد و تحرکات نظامی و دیپلماتیک باکو تا چه اندازه با محور ضدایرانی همراستاست؟
پیمان مکه، اتحادی تازه در خاورمیانه:
در ۷ اوت ۲۰۲۶، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان «توافقنامه دفاع مشترک مکه» را در کاخ الصفا به امضا رساندند. این پیمان که توسط رجب طیب اردوغان، محمد بن سلمان و شهباز شریف امضا شده، یک اتحادیه نظامی با بندی مشابه ماده ۵ ناتو ایجاد میکند که بر اساس آن، حمله به هر یک از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی میشود. اردوغان بلافاصله پس از امضا اعلام کرد که این توافقنامه علیه هیچ کشوری نیست و برای پیوستن سایر کشورهای دوست نیز باز است.
جایگاه آذربایجان؛ شریکی نزدیک در حاشیه اتحادیه:
- اگرچه آذربایجان هنوز به طور رسمی به این توافقنامه نپیوسته، اما روابط نزدیک آن با سه کشور عضو، آن را به یک کاندیدای بالقوه تبدیل کرده است:
- روابط مستحکم با اعضا: آذربایجان با هر سه کشور عضو روابط راهبردی عمیقی دارد. ترکیه متحد آذربایجان تحت اعلامیه شوشا است، پاکستان به یکی از نزدیکترین شرکای استراتژیک آن تبدیل شده است و باکو در سالهای اخیر روابط خود را با عربستان سعودی به طور قابل توجهی تقویت کرده است.
- گمانهزنیها و اظهارات: هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، یک روز پس از امضای پیمان مکه، از امکان ایجاد توافقنامهای مشابه با کشورهای قفقاز سخن گفت. او به صراحت اشاره کرد که «با بروز نیاز، ممکن است توافق یا اتحادیه دفاعی مشابهی در قفقاز نیز ایجاد شود». رسانههای پاکستانی نیز به احتمال پیوستن آذربایجان به این اتحادیه در آینده نزدیک پرداختهاند.
تحرکات نظامی آذربایجان؛ همراستا با ائتلافسازی:
همزمان با این تحولات دیپلماتیک، آذربایجان دست به نوسازی گسترده توان نظامی خود زده است:
- نوسازی نیروی هوایی: نیروی هوایی آذربایجان جنگندههای JF-17C Block III ساخت پاکستان را به خدمت گرفته است. این جنگندههای چندمنظوره که با همکاری پاکستان و ترکیه وارد زرادخانه باکو شدهاند، توان هوایی این کشور را به سطح جدیدی ارتقا دادهاند.
- سامانههای فرماندهی و کنترل: شرکت دفاعی ترکیه HAVELSAN سامانه فرماندهی و کنترل پیشرفته (AICCS) را به نیروی هوایی آذربایجان تحویل داده است.
- رزمایشهای مشترک: آذربایجان در رزمایشهای نظامی متعددی با پاکستان و ترکیه شرکت داشته است، از جمله رزمایش تاکتیکی «ذوالفقار ۲۰۲۶» در اردن با حضور نیروهای ویژه هر سه کشور.
همکاری با اسرائیل؛ ردپای آشکار باکو در ائتلافهای ضدایرانی:
پشت پرده این همگرایی با ترکیه، عربستان و پاکستان، رابطهای استراتژیکتر و عمیقتر با اسرائیل جریان دارد:
- حضور نظامی اسرائیل در خاک آذربایجان: بر اساس گزارشهای معتبر، در جریان عملیات «غرور شیرین» (Operation Roaring Lion) علیه ایران، اسرائیل نیروهای کماندویی و واحدهای اطلاعاتی خود را در خاک آذربایجان مستقر کرده بود.
- همکاری تسلیحاتی و انرژی: اسرائیل تا ۷۰ درصد از واردات تسلیحات آذربایجان را تأمین میکند و آذربایجان حدود ۴۰ درصد از نیاز نفتی اسرائیل را تأمین مینماید. (البته ما قائلیم که اسرائیل به باکو تسلیحات را نمیفروشد، بلکه به نوعی باکو انبار تسلیحاتی و امن رژیم صهیونیستی محسوب میشود که در صورت لزوم از آنها استفاده کرده و خواهد کرد...)
- جنگهای ۱۲ روزه و رمضان: در جریان جنگ ۱۲ روزه (ژوئن ۲۰۲۵)، گزارشهایی مبنی بر استفاده اسرائیل از حریم هوایی آذربایجان علیه ایران منتشر شد. در جنگ رمضان (فوریه ۲۰۲۶) نیز شواهدی از همکاری اطلاعاتی و لجستیکی باکو با تلآویو وجود دارد.
آیا آذربایجان در سری کشورهای متخاصم قرار میگیرد؟
مجموعه این اقدامات نشان میدهد که آذربایجان در حال حرکت به سمت یک همگرایی راهبردی چندلایه است:
- همگرایی با محور ترکیه–پاکستان–عربستان از طریق روابط دوجانبه و احتمال پیوستن به پیمان مکه.
2. همگرایی با محور اسرائیل–آمریکا از طریق همکاری نظامی، اطلاعاتی و انرژی.
این دو محور، اگرچه در برخی نقاط با یکدیگر در تناقض هستند، اما در نقطهای مشترک به هم میرسند: مهار و محاصره ایران. آذربایجان با حضور همزمان در هر دو اردوگاه، خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در محور ضدایرانی تعریف کرده است.
جدا از سیاست کلی نظام، بر اساس شواهد موجود، قرار دادن جمهوری آذربایجان در سری کشورهای متخاصم، بیاساس نیست. ردپای باکو در ائتلافهای ضدایرانی از همکاری نظامی با اسرائیل تا حضور در رزمایشهای مشترک با پاکستان و ترکیه و استقرار نیروهای خارجی در خاک خود، همگی نشان از یک جهتگیری راهبردی روشن دارد. آنچه این تصویر را کامل میکند، تلاش برخی لابیهای داخلی در ایران برای عادیسازی این همکاریها است؛ در حالی که شواهد عینی و مشاهدات مرزنشینان، حکایت از واقعیتی کاملاً متفاوت دارد.
افزودن دیدگاه جدید