تهدید روبیو، جنایتهای فراقانونی و بیمعنایی مذاکره در جنگ وجودی
تهدید روبیو، جنایتهای فراقانونی و بیمعنایی مذاکره در جنگ وجودی | ابوکاظم حسنی
مارکو روبیو با تهدید دادگاه کیفری بینالمللی، چهره واقعی آمریکا را افشا کرد. در این تحلیل، به جنایتهای فراقانونی، عهد انتقام رهبر معظم انقلاب و بیمعنایی مذاکره با دشمنی که هیچ خط قرمزی نمیشناسد، پرداخته شده است.
تهدید روبیو؛ افشای ماهیت قانونگریز آمریکا
مارکو روبیو، سناتور و مقام ارشد پیشین آمریکا، با تهدید صریح دادگاه کیفری بینالمللی (لاهه) مبنی بر «تحریم و ممنوعیت» در صورت ادامه بررسی جنایات جنگی در میناب و لامرد، چهره واقعی واشنگتن را به نمایش گذاشت. این تهدید، یک اظهارنظر شخصی یا نمایشی نیست. این تهدید بازتاب یک باور نهادینهشده در ساختار قدرت آمریکاست:
برتری بر قوانین بینالمللی و نادیده گرفتن هر نهاد مستقلی که به نفع عدالت گام بردارد.
- خروج یکجانبه از برجام،
- نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت،
- و تحریم قضات دادگاه لاهه در دوره ترامپ،
همگی تأیید این الگوی ثابت هستند. اکنون، روبیو با این تهدید، به تمام نهادهای بینالمللی و کشورهای مستقل پیام میدهد که «هیچ مرجعی برای محاکمه ما وجود ندارد و هرکس تلاش کند، نابود خواهد شد.»
جنایتهای فراقانونی؛ ترور فرماندهان، رهبر انقلاب و بیرحمی نسبت به کودکان
آمریکا و اسرائیل در سالهای اخیر، همه خطوط قرمز انسانی، حقوقی و اخلاقی را زیر پا گذاشتهاند. ترور سردار سلیمانی، ترور دانشمندان هستهای، ترور رهبر شهید انقلاب، و دهها جنایت دیگر که در آنها کوچک و بزرگ، فرمانده و کودک، هیچ تفاوتی نداشته است. حملات وحشیانه به نوار غزه، کشتار هزاران کودک و غیرنظامی، و بهکارگیری سلاحهای ممنوعه، تصویری آشکار از یک دشمن بیقیدوشرط و فاقد هرگونه تعهد اخلاقی و قانونی ارائه میدهد. این جنایتها، دشمن را به موجودی تبدیل کرده است که هرگز با مذاکره و صلحنامه مهار نمیشود. همانگونه که رهبر شهید انقلاب تأکید فرمودند: «دوره بزن دررو تمام شده است» و دیگر نمیتوان با دشمنی که به هیچ اصولی پایبند نیست، از موضع انفعال و عقبنشینی سخن گفت. این دشمن، با جنایتهای خود، پاسخ قاطع و تادیبکننده را طلب میکند.
عهد انتقام؛ بیانیه قاطع رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی)، در موضعی قاطع و شفاف، عهد انتقام خون همه شهدا را اعلام فرمودند:
«ما از انتقام خون شهدای شما [ملت ایران] صرفنظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشّأن انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پروندۀ انتقام است.»
ایشان همچنین تأکید کردند:
«عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما (رهبر شهید) و همۀ شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم.»
این بیانیه، یک اعلام رسمی از عزم نظام برای پاسخ به هرگونه تعرض و جنایت است. پیام این سخنان روشن است: هر قطره خون شهید، پروندهای مستقل برای انتقام میگشاید و هیچ جنایتی بدون پاسخ نخواهد ماند. این رویکرد، نشان از عزمی پولادین برای برقراری بازدارندگی فعال و پاسخ قاطع به دشمنی دارد که هیچ قانون و اخلاقی را به رسمیت نمیشناسد.
هزینههای مذاکره با دشمن جنایتپیشه
مذاکره با طرفی که مرتکب چنین جنایتهای آشکاری شده، به هیچ عهد و پیمانی متعهد نیست و حتی به کودکان رحم نمیکند، هم بینتیجه است، و هم هزینههای جبرانناپذیری به همراه دارد. تجربه برجام، گواه روشنی است: آمریکا توافقی را که در شورای امنیت تثبیت شده بود، با یک دستور اداری نقض کرد و هیچ تضمینی برای پایبندی به تعهدات خود نپذیرفت. اکنون که یک مقام ارشد آمریکایی آشکارا تهدید میکند «دادگاه لاهه را نابود میکنیم»، این پرسش اساسی مطرح است: چه تضمینی وجود دارد که هرگونه توافق جدید با آمریکا، در برابر موج بعدی فشارها پایدار بماند؟ هزینههای مذاکره در چنین شرایطی، فراتر از امتیازات تاکتیکی است:
- تضعیف روحیه مقاومت،
- کاهش اعتماد عمومی،
- افزایش طمع دشمن،
- و تبدیل شدن مذاکره به ابزاری برای خرید زمان و تداوم فشار.
موضع روشن: در جنگ وجودی، مذاکره و صلح بیمعناست
ما امروز در جنگی تمامعیار با دو رژیم توسعهطلب و سلطهگر قرار داریم که هیچ خط قرمزی برای نابودی ایران قائل نیستند. آمریکا با استقرار پایگاههای نظامی در اطراف ایران و اسرائیل با حضور مستقیم در قفقاز و همکاری اطلاعاتی نظامی با همسایگان، نقشه محاصره و تجزیه را طراحی کردهاند. در چنین شرایطی، هر شب در جنوب کشور شاهد شهادت دهها نفر هستیم و دشمن با تهدید نهادهای بینالمللی، بر بیقاعدگی خود صحه میگذارد. در جنگ وجودی، گفتوگو با کسی که قصد حذف شما را دارد، به معنای پذیرش حذفشدن است. واژههایی مانند «صلح» و «تفاهم» در برابر چشمانداز نابودی، رنگ میبازند و تنها یک پاسخ معنا دارد: بازدارندگی قاطع، ایستادگی هوشمندانه و نفی هرگونه مذاکره از موضع ضعف. از این رو، خرقه مندرس مذاکره را باید از تن بیرون کرد.
این خرقه لباسی است که پوشیدن آن در میدان نبرد، شرمآور و خیانت به آرمانهای یک ملت در حال دفاع از هستی خویش است. دشمنی که به هیچ قانون و عهدی متعهد نیست، با مذاکره مهار نمیشود. فقط قدرت بازدارنده و اراده پولادین میتواند او را به عقبنشینی وادارد. انتقام خون شهدا، در گرو تداوم این ایستادگی و پاسخ کوبنده به هرگونه تعرض است.
افزودن دیدگاه جدید