کریدور جعلی زنگزور در لباس «صلح و رفاه ترامپ» و سه آزمون حسن نیت باکو
کریدور جعلی زنگزور در لباس صلح ترامپ | سه آزمون حسن نیت باکو | ابوکاظم حسنی
جلسه استماع کنگره آمریکا پرده از واقعیت پروژه TRIPP برداشت: کریدور زنگزور نه یک مسیر اقتصادی، که دالان تورانی ناتو برای محاصره ایران و تضعیف نقش روسیه در قفقاز است. این گزارش به تحلیل ابعاد این تهدید و سه آزمون حسن نیت برای باکو میپردازد.
مقدمه: وقتی کنگره آمریکا نقاب از چهره پروژه TRIPP برمیدارد
در روزهای اخیر، جلسه استماع کمیسیون هلسینکی کنگره آمریکا به نقطه عطفی در افشای اهداف واقعی غرب از پروژه موسوم به TRIPP تبدیل شد. ایلان برمن، معاون ارشد مرکز تحلیل شورای سیاست خارجی آمریکا (AFPC)، در این جلسه با صراحتی بیسابقه اعلام کرد که هدف اصلی این کریدور، «تضعیف مواضع روسیه و ایران» و «نزدیکتر کردن قفقاز جنوبی از نفوذ این دو کشور به اروپا و غرب» است. این اظهارات، پرده از واقعیتی برداشت که سالها در لفافه دیپلماسی اقتصادی و وعدههای توسعه پنهان شده بود: TRIPP چیزی جز همان کریدور جعلی زنگزور نیست؛ همان دالان تورانی ناتو که نقشه آن سالها پیش در اتاق فکر پنتاگون و موساد طراحی شده است.
زنگزور، TRIPP و دالان تورانی ناتو؛ نامهای مختلف یک تهدید
کریدور پیشنهادی زنگزور که قرار است از استان سیونیک ارمنستان عبور کند، دو بخش جمهوری آذربایجان را به هم متصل میسازد. اما اهمیت واقعی آن فراتر از یک مسیر ترانزیتی داخلی است. این کریدور، حلقه مفقوده اتصال ترکیه (عضو کلیدی ناتو) به کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی است. با تکمیل آن، غرب قادر خواهد بود زنجیرهای از کریدورهای زمینی را ایجاد کند که کاملاً از حوزه نفوذ ایران و روسیه عبور نمیکند. به همین دلیل، تحلیلگران منطقه سالهاست که از این پروژه با عنوان «دالان تورانی ناتو» یاد میکنند؛ دالانی که قرار است از قلب قفقاز جنوبی بگذرد و پایگاههای لجستیکی و اطلاعاتی ناتو را به مرزهای شمالی ایران و جنوب روسیه نزدیک کند.
تغییر نام این پروژه به «مسیر بینالمللی صلح و رفاه ترامپ» (TRIPP) صرفاً یک عملیات برندسازی و فریب افکار عمومی بوده است. در پشت این نام فریبنده، همان کریدور خصمانه با همان اهداف توسعهطلبانه پنهان است.
اظهارات برمن در کنگره؛ تهدیدی آشکار علیه امنیت ملی ایران
ایلان برمن در جلسه کمیسیون هلسینکی، نه تنها بر ضرورت «اقدامات اضافی برای کاهش موانع مرزی، به ویژه در مرز گرجستان و آذربایجان» تأکید کرد، بلکه با صراحت گفت: «اکنون ما در حال بررسی احتمال نزدیکتر شدن قفقاز جنوبی از نفوذ روسیه و ایران به اروپا و غرب هستیم.» این یعنی هدف غرب، حذف تدریجی نقش ایران و روسیه از معادلات ژئوپلیتیک قفقاز است.
برای ایران، پیامدهای این پروژه فراتر از یک تهدید دیپلماتیک است:
➖ خنثیسازی تنگه هرمز: موفقیت TRIPP به معنای کاهش وابستگی غرب به مسیرهای دریایی تحت کنترل ایران است. این امر قدرت چانهزنی تهران را در هر بحران آینده به شدت کاهش میدهد.
➖ محاصره ژئوپلیتیکی: TRIPP در کنار سایر کریدورهای دورزننده (جاده توسعه عراق-ترکیه، احیای راهآهن حجاز)، تصویر یک محاصره کامل را ترسیم میکند که هدف آن حذف ایران از شبکه حملونقل بینالمللی است.
➖ پایگاه نظامی ناتو در همسایگی شمالی: حضور بلندمدت کنسرسیوم آمریکایی در این مسیر (به مدت ۹۹ سال)، زمینه را برای استقرار تدریجی تأسیسات نظامی و شناسایی ناتو در فاصله چند کیلومتری مرز ایران فراهم میکند.
همراهی باکو؛ نقش رژیم علیاف در اجرای پروژه دشمن
در این میان، نقش جمهوری آذربایجان فراتر از یک همسایه سادهلوح یا یک شریک تجاری است. دولت باکو با همراهی کامل در اجرای TRIPP، عملاً خود را در صف مجریان استراتژی آمریکا برای کماثر کردن کنترل تنگه هرمز و تکمیل محاصره ایران قرار داده است. رژیم علیاف با پذیرش نقش «پایگاه لجستیک غرب» در قفقاز، خط قرمزهای امنیتی ایران را نادیده گرفته و به یک تهدید فعال تبدیل شده است.
این همراهی در حالی صورت میگیرد که ایران همواره بر حق حاکمیت همسایگان خود احترام گذاشته، اما حسن همجواری اقتضا میکند که هیچ کشوری اجازه ندهد خاکش به پایگاهی علیه امنیت همسایه تبدیل شود. متأسفانه، باکو این اصل را نقض کرده و با چراغ سبز به دشمنان ایران، ثبات منطقه را به مخاطره انداخته است.
لابیهای داخلی در ایران؛ توجیهگران خیانت در لباس دوستی
تلخترین بخش این معادله، حضور شبکههایی در داخل ایران است که با انگیزههای مختلف – از روابط قومی و خویشاوندی با مقامات آذربایجانی گرفته تا منافع اقتصادی شخصی در حال «مالهکشی» و توجیه همراهی باکو با پروژههای ضدایرانی هستند. برخی از این افراد که با برخی از مسئولین ارشد کشور روابط ویژه دارند، با نفوذ در سطوح تصمیمسازی، تلاش میکنند هرگونه واکنش قاطع تهران به ماجراجوییهای باکو را «غیردیپلماتیک» یا «به ضرر منافع ملی» جلوه دهند. این در حالی است که در پس پرده، کریدور جعلی زنگزور در حال تبدیل شدن به یک پایگاه ۹۹ ساله تحت کنترل آمریکاست. افکار عمومی ایران باید هوشیار باشد و فریب این توجیهها را نخورد.
سه آزمون حُسن نیت؛ خطاب به الهام علیاف
اگر دولت آذربایجان واقعاً به حسن همجواری با ایران باور دارد و نمیخواهد در مسیر دشمنان منطقه گام بردارد، فرصت آن فرارسیده که با اقدامات عملی، حسن نیت خود را به اثبات برساند. در غیر این صورت، هرگونه ادعای دوستی، صرفاً تاکتیکی برای پنهانسازی خیانتهای بزرگتر خواهد بود.
➖ آزمون اول: قطع رابطه با اسرائیل کودککش و ترامپ کودکخوار
آمریکا و اسرائیل سالهاست که با راهبردهای خصمانه خود، امنیت منطقه را نشانه گرفتهاند. همراهی باکو با این محور، علاوه بر امنیت ملی ایران، ثبات قفقاز جنوبی را نیز تهدید میکند. ایران در همسایگی خود، هیچ پایگاه نظامی، لجستیکی یا اطلاعاتی دشمن را تحمل نخواهد کرد. اگر علیاف به دنبال اثبات استقلال و حسن نیت خود است، باید رابطه سیاسی، امنیتی و نظامی خود را با رژیم اسرائیل (که سالهاست جنایات ضدبشری در فلسطین و لبنان مرتکب میشود) و دولت ترامپ (که نماد بیاخلاقی در سیاست بینالملل است) برای همیشه قطع کند. حسن همجواری با ایران، با همکاری نظامی با دشمنان ایران جمع نمیشود.
➖ آزمون دوم: بیرون کردن هوای «دالان تورانی ناتو» از سر
پروژه TRIPP، زنگزور، مسیر ترامپ یا هر اسم ساختگی دیگری که برای این کریدور جعلی انتخاب میشود، در حقیقت دالان تورانی ناتو و ابزاری برای محاصره ژئوپلیتیکی و اقتصادی ایران است. این یک فکر شیطانی است که طراحان آن در پنتاگون و موساد سالها روی آن کار کردهاند. ایران هرگز اجازه نخواهد داد چنین دالانی در همسایگی شمالیاش ایجاد شود. باکو باید این نقشه خطرناک را یکبار برای همیشه از سر بیرون کند و به جای بازی در تیم غرب، به کریدورهای واقعی منطقهای مانند شمال-جنوب که به نفع همه همسایگان است، بپیوندد.
➖ آزمون سوم: فراموشی ادعاهای ارضی و مرور حرفهای تاریخی پدر
جمهوری اسلامی ایران، کشوری مقتدر با پیشینهای هزارانساله است. هرگونه ادعای ارضی نسبت به خاک ایران، چه از سوی مقامات رسمی آذربایجان و چه از سوی جریانهای پانترکیست، خط قرمز تهران محسوب میشود. علیاف باید این ادعاهای واهی را برای همیشه به فراموشی بسپارد. بهتر است او و مشاورانش، حرفهای تاریخی حیدر علیاف (رئیسجمهور سابق جمهوری آذربایجان) را مرور کنند که با صراحت کامل از «الحاق دست به بدن» سخن میگفت؛ در غیر این صورت، ایران مقتدر حاضر است با تمام توان از تمامیت ارضی خود دفاع کرده و به هر متوهمی درس تاریخ و جغرافیا بدهد.
چشمانداز؛ ایران قاطع، قفقاز هوشیار
قفقاز جنوبی به یکی از حساسترین صحنههای رویارویی راهبردی میان ایران و محور غرب-ناتو تبدیل شده است. پروژه TRIPP، صرفاً یک کریدور تجاری نیست؛ یک عملیات نظامی-امنیتی از پیش طراحیشده برای محاصره ایران و تضعیف نقش تاریخی آن در منطقه است. همراهی رژیم علیاف با این پروژه، خط قرمزهای امنیت ملی ایران را نشانه رفته و وجود لابیهای داخلی که این خیانت را توجیه میکنند، زنگ خطری جدی برای حاکمیت و انسجام ملی به شمار میرود.
تهران با چشمان باز و تصمیماتی قاطع، از منافع حیاتی خود دفاع خواهد کرد. سه آزمون یادشده، سادهترین معیارهای سنجش حسن نیت یک همسایه است. باکو باید انتخاب کند: همسایگی صلحآمیز با ایران یا ماجراجویی در خدمت دشمنان منطقه. ایران مقتدر، هر دو گزینه را رصد میکند و پاسخ متناسب را خواهد داد. قفقاز، نزدیک به خانه ماست؛ و هر غفلتی در این منطقه، هزینههای سنگینی برای آینده ایران در پی خواهد داشت.
افزودن دیدگاه جدید