رفتن به محتوای اصلی
ابوکاظم حسنی

افسانه «یک ملت، دو دولت» در ایستگاه فروپاشی؛ خیز باکو برای اخراج نظامیان ترکیه

تاریخ انتشار:
تحلیل تنش باکو و آنکارا و احتمال درخواست تعطیلی پایگاه‌های نظامی ترکیه در آذربایجان؛ نشانه‌های فروپاشی افسانه یک ملت دو دولت و پیامدهای آن برای قفقاز.
افسانه «یک ملت، دو دولت» در ایستگاه فروپاشی؛ خیز باکو برای اخراج نظامیان ترکیه

ابوکاظم حسنی | افسانه «یک ملت، دو دولت» در ایستگاه فروپاشی؛ خیز باکو برای اخراج نظامیان ترکیه

تحلیل‌ها از ورود تنش باکو و آنکارا به مرحله تقابل عینی خبر می‌دهند. اظهارات عارف یونس درباره احتمال درخواست تعطیلی پایگاه‌های نظامی ترکیه در جمهوری آذربایجان، شکنندگی افسانه «یک ملت، دو دولت» را آشکار کرده است. این تحولات نشان می‌دهد ائتلاف باکو و آنکارا در برابر منافع ژئوپلیتیک و معادلات قفقاز آسیب‌پذیر شده است.

▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦

ائتلاف‌های مبتنی بر شعارهای قومی و احساسات پان‌ترکیستی، همواره در برخورد با صخره سختِ منافع ژئوپلیتیک دچار تزلزل می‌شوند. اظهارات اخیر «عارف یونس»، تحلیلگر سیاسی، پیرامون ورود تنش‌های باکو و آنکارا به فاز تقابل عینی و احتمال درخواست برای تعطیلی پایگاه‌های نظامی ترکیه در جمهوری آذربایجان، پرده از ماهیت شکننده این هم‌پیمانی برمی‌دارد. این تحولات نشان می‌دهد تشکیلات حاکم بر باکو، هیچ‌گونه وفاداری راهبردی حتی به «برادر بزرگ‌تر» خود ندارد و برای تضمین بقای خاندانی خویش، به راحتی شرکای دیروز را به متهمان کودتا بدل می‌سازد.

سوداگری با حاکمیت ملی؛ از پایگاه‌های مخفی تا تقابل آشکار:
تأیید وجود پایگاه‌های نظامی و استقرار جنگنده‌های اف-۱۶ ترکیه در مناطقی نظیر فرودگاه ناسوسنی، اعتراف به نقض صریح قانون اساسی جمهوری آذربایجان توسط شخص الهام علی‌اف است. حکومتی که خاک خود را به جولانگاه نیروهای نظامی ترکیه و ایستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تبدیل کرده، اکنون در نتیجه تضاد منافع، پایگاه‌های آنکارا را مخل امنیت خود می‌پندارد. این چرخش رفتار ثابت می‌کند باکو فاقد استقلال راهبردی است و مرزهای آن به میدانی برای تسویه‌حساب قدرت‌های مداخله‌گر تبدیل شده است.

بحران‌سازی شبکه‌ای؛ مهندسی تنش از پوشش مدارس تا اتهام کودتا:
ارزیابی دقیق تحولات نشان می‌دهد تشکیلات امنیتی باکو برای مدیریت فشارها، به تولید بحران‌های پیاپی روی آورده است. ایجاد تنش بر سر مسئله حجاب و ایجاد اصطکاک مدنی با دینداران، تنها یک روی سکه بود؛ روی دیگر این ماجرا، پرونده‌سازی رسانه‌ای علیه مقامات ارشد ترکیه‌ای نظیر هاکان فیدان و متهم کردن آنکارا به تدارک کودتاست. دستگاه حاکمه باکو که همواره ناکارآمدی خود را با برچسب‌زنی به دینداران و صدور احکام بازداشت گروهی جبران می‌کرد، اکنون در مواجهه با ترکیه دچار سردرگمی ابزاری شده است؛ چرا که شبکه‌های وابسته به ترکیه (نظیر نورچی‌ها) پیش‌تر در تقابل با خود اردوغان قرار داشته‌اند و دستگیری آن‌ها اهرم فشاری علیه آنکارا محسوب نمی‌شود.

گره کور صلح قفقاز و تضاد منافع ژئوپلیتیک:
ریشه اصلی این انشقاق، تفاوت نگاه آنکارا و باکو به معماری آینده قفقاز است. ترکیه برای تکمیل پازل ترانزیتی و تثبیت نفوذ اقتصادی خود، نیازمند بازگشایی مرزها با ارمنستان و عبور از فضای جنگی است. در مقابل، دیکتاتوری باکو امضای توافقنامه صلح را معادل از دست رفتن اهرم «تهدید خارجی» می‌داند؛ اهرمی که سال‌هاست به واسطه آن فضای خفقان داخلی را توجیه کرده است. بهانه‌تراشی‌های علی‌اف پیرامون قانون اساسی ارمنستان، ترفندی برای زمان‌خریدن و فرار از عادی‌سازی شرایط است که این رویکرد، صبر استراتژیک آنکارا را به پایان رسانده است.

برآورد:
فروپاشی هیمنه اتحاد باکو-آنکارا، فرصتی طلایی برای بازطراحی نفوذ ژئوپلیتیک در قفقاز است. جمهوری اسلامی ایران باید با رصد دقیق این شکاف امنیتی، دریابد که محور اصطلاحاً «ترکی» یک بلوک منسجم نیست، بلکه مجموعه‌ای از بازیگران منفعت‌طلب است که در بزنگاه‌ها یکدیگر را می‌درند. دستگاه دیپلماسی کشور باید با عبور از انفعال، از این تضاد منافع برای تضعیف پلتفرم‌های ضدایرانی بهره‌برداری کند. در منطقه‌ای که ائتلاف‌ها تا این حد متزلزل و وابسته به منافع زودگذر هستند، تنها حضور مقتدرانه میدانی، حمایت پنهان و آشکار از جریان‌های اصیل هویتی و استفاده هوشمندانه از گسل‌های سیاسی همسایگان می‌تواند متضمن امنیت پایدار مرزهای شمالی ایران باشد.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
بازگشت بالا