افسر ک.گ.ب در لباس دین؛ اعتراف شیخ درباری و دین داری فرمایشی در خدمت استبداد
ابوکاظم حسنی | افسر ک.گ.ب در لباس دین | اعتراف شیخ درباری آذربایجان
سخنان اخیر رئیس اداره مسلمانان قفقاز در تمجید از خاندان علی اف و اعتراف به نقش مستقیم حیدر علی اف در آغاز طلبگی او، پرده از ساختار اسلام دولتی در جمهوری آذربایجان برمی دارد. این اعتراف نشان می دهد پاشازاده در قامت یک روحانی سنتی ظاهر شده است؛ نقشی که در عمل با مأموریت امنیتی و لباس دین پیوند خورده است.
▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦
مـقدمـه:
نظامهای توتالیتر و استبدادی همیشه برای دوام خود به نهادهای دینی فرمایشی نیاز داشتهاند تا با پوشش مذهب، فرامین قدرت را توجیه کنند. تاریخ سرویسهای امنیتی نیز هیچگاه از پروژههای نفوذ تهی نبوده است. همانگونه که «حیدر علیاف» با پیشینه روشن امنیتی و برخاسته از بطن سازمان مخوف «ک.گ.ب» سکان هدایت آذربایجان را در دست گرفت، مهندسی نهاد دین نیز به مهرهای همراستا نیاز داشت. سخنان اخیر «اللهشکور پاشازاده»، رئیس اداره مسلمانان قفقاز، در تمجید چاپلوسانه از خاندان علیاف و اعتراف به اینکه طلبگی او در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) با دستور مستقیم «حیدر علیاف» شکل گرفته، پرده از حقیقت تلخ ساختار «اسلام دولتی» (اسلام مدل آذربایجانی) در جمهوری آذربایجان برمیدارد. این اعتراف نشان میدهد پاشازاده یک روحانی سنتی نیست، بلکه بازوی امنیتی و یک افسر ک.گ.ب در لباس دین است.
طلبهای به گزینش امنیتی؛ چاپلوسی و اعتراف به ماهیت گماشتهگونه:
پاشازاده بدون کوچکترین پردهپوشی اعتراف میکند مسیر دینی او بر اساس طی مسیر حوزوی و اخلاص علمی آغاز نشده، بلکه محصول گزینش امنیتی و دستور مستقیم حیدر علیاف بوده است. ورود او به مدرسه علوم دینی با فرمان مستقیم مهندس امنیتی شوروی رقم خورد. این اعتراف صریح گواهی میدهد تریبونهای دینی باکو از روز نخست برای کنترل اجتماعی و همسوسازی نهاد دین با منافع حاکمیت وقت، مسکو و خاندان حاکم طراحی شدهاند. وقتی یک مقام ارشد مذهبی با افتخار خود را دستپرورده دستگاه امنیتی-سیاسی و یک ژنرال ک.گ.ب معرفی میکند، جایگاه مرجعیت و روحانیت به سطح کارگزاران دربار و ابزار پروپاگاندای امنیتی سقوط کرده است.
اسلامِ دربار؛ مصادره دین در خدمت «چندفرهنگگرایی» ساختگی:
اشاره پاشازاده به اینکه حیدر علیاف راه چندفرهنگگرایی و دوستی با ادیان را به روحانیون آموخته، طنز تلخ تاریخ است. چندفرهنگگرایی در ادبیات سیاسی باکو پروژهای سکولار برای تهی کردن دین از روح مبارزه، عدالتطلبی و استکبارستیزی است. در این ساختار، دین باید از درون تهی شود و از هرگونه روحیه ظلمستیزی، عدالتخواهی و مقاومت پاک گردد. اسلامِ مطلوب دربار باکو، مذهبی بیخطر برای قدرتهای غربی و صهیونیستی و در خدمت استحکام پایههای استبداد خانوادگی است. چنین رویکردی دقیقاً کارکردی مشابه مأموریتهای پنهان امنیتی دارد. دینی که در خدمت منافع دربار و خوشخدمتی به محور غربی-صهیونیستی باشد، چیزی جز اسلام صهیونیستی-آمریکایی و دربارزده نیست.
تضاد فاحش با هویت اصیل شیعی قفقاز:
سرنوشت تلخ نهادهای مذهبی رسمی در جمهوری آذربایجان زیر سایه خاندان علیاف نشان میدهد مردم مسلمان و متدین این دیار سالهاست از سوی مدعیان دروغین دینداری استثمار میشوند. در شرایطی که هزاران جوان مؤمن و شیعه در باکو، لنکران و نارداران به جرم دفاع از هویت اسلامی و مخالفت با سیاستهای ضددینی رژیم در زندانها به سر میبرند و زیر شکنجهاند، شیخالاسلام دربار با افتخار از وابستگی ریشهای خود به سیستم امنیتی شوروی و دیکتاتوری خاندان علیاف سخن میگوید. این تناقض آشکار، خندهدار و در عین حال دردناک است و گواهی میدهد جامعه مؤمن قفقاز سالهاست از سوی یک شبکه نفوذ سازمانیافته دروندینی مدیریت و استثمار میشود.
نتیجه:
اعترافات پاشازاده ماهیت واقعی ساختار سیاسی و مذهبی حاکم بر باکو را عیان ساخت و پازل تسلط کامل نگاه امنیتی بر ساختار مذهبی باکو را تکمیل کرد. این جریان ثابت میکند مناصب دینی آن سوی ارس محصول مهندسی پنهان امنیتی است. حضور یک مهره تربیتشدهی دستگاه اطلاعاتی در رأس هرم دینداری این دیار نشان میدهد جریانهای منحط حاکم، بیگانهپرست و وابسته به محور استکبارند. پیوند میان استبداد سیاسی و دینداری درباری و ساختگی محکوم به زوال است و نور اصیل تشیع و هویت ریشهدار و شیعی مردم قفقاز روزی از زیر خاکستر این وابستگیها سر بر خواهد آورد؛ هویتی که با این بازیهای امنیتی از بین رفتنی نیست.
افزودن دیدگاه جدید