احضار شبح ۱۹۹۳؛ امنیتیسازی دیانت و خطای محاسباتی باکو در تهدید دختران محجبه
احضار شبح ۱۹۹۳؛ خطای محاسباتی باکو در تهدید دختران محجبه - ابوکاظم حسنی
تهدید اخیر الهام علیاف علیه دانشآموزان و معلمان محجبه و تشبیه مطالبات شرعی آنان به اقدام خرابکارانه، پرده از انسداد سیاسی و وابستگی ساختاری باکو برداشت. ارجاع به سال ۱۹۹۳ نشان میدهد حاکمیت آذربایجان با همان منطق امنیتی دهههای گذشته به مصاف بیداری هویتی نسل جدید رفته است.
▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦▬♦
هنگامی که یک ساختار متکی بر بیگانگان در برابر موج بیداری هویتی جامعه خود به بنبست میرسد، طبیعیترین واکنش آن پناه بردن به ادبیات ارعاب و بازتولید وحشت است. تهدید گستاخانه اخیر الهام علیاف علیه دانشآموزان و معلمان محجبه و تشبیه مطالبات حقوقی و شرعی آنان به «اقدامات خرابکارانه»، نشانگر انسداد سیاسی در سیستمی است که جز زبان تهدید، هیچ ابزاری برای مفاهمه با ملت خود ندارد. ارجاع صریح به سال ۱۹۹۳، صرفاً یک یادآوری تاریخی نیست؛ بلکه اعتراف به این واقعیت است که گردانندگان امور در باکو، همچنان با منطق و روشهای امنیتی دهههای گذشته به جنگ تحولات امروز آمدهاند.
بازتولید ادبیات ک.گ.ب در رویارویی با نسل جدید:
سال ۱۹۹۳ در حافظه تاریخی قفقاز، مقطع بازگشت حیدر علیاف به قدرت و آغاز سرکوب گسترده جریانهای اسلامی، تعطیلی مساجد و سرکوب خیزشهای دینی است. یادآوری آن دوران سیاه برای نسلی که امروز خواستار حق بدیهی تحصیل با پوشش اسلامی است، به معنای تکیه مجدد حاکمیت بر سیاست «مشت آهنین» است. اما خطای راهبردی دیکتاتوری حاکم در اینجاست که گمان میکند نسل آگاه و مؤمن امروز را میتوان با همان روشهای خشن و پلیسیِ دوران پساشوروی به عقب راند. ارعاب سیستماتیک شاید در کوتاهمدت سکوت ایجاد کند، اما هرگز قادر به تسخیر ارادههای ایمانی نیست.
وارونگی مفاهیم؛ مؤمنان در جایگاه «خرابکار»:
برچسبزنی امنیتی به یک فریضه الهی و تقلیل مطالبهگران حجاب به «خرابکار»، تکنیک شناختهشدهی نظامهای توتالیتر برای مشروعسازی برخورد قهری است. دستگاه حاکمه در حالی دفاع از حریم عفاف را مصداق خرابکاری معرفی میکند که درهای کشور را به روی شبکههای نفوذ صهیونیستی، کارتلهای فساد و پایگاههای اطلاعاتی بیگانه کاملاً گشوده است. در منظومه فکری این ساختار وابسته، واگذاری مقدرات ژئوپلیتیک کشور به محور آنگلوساکسونی، نشانهی پیشرفت است، اما عمل به نص صریح قرآن، جرم و اخلال در امنیت ملی تلقی میشود.
شکنندگی پنهان در پسِ لفاظیهای قلدرمآبانه:
استفاده از عباراتی نظیر «طوری مجازات میکنیم که پشیمان شوند» و «ناز کسی را نمیکشیم»، برخلاف ظاهر پرطمطراق آن، بازتابدهنده اقتدار نیست؛ بلکه نشاندهنده هراس عمیق از پویایی و تکاپوی جامعه متدین است. حکمرانی متکی بر پشتوانه مردمی، برای اعمال قوانین خود نیازی به چنگودندان نشان دادن به دختران دانشآموز ندارد. این سطح از پرخاشگری از سوی عالیترین مقام اجرایی، ثابت میکند که پوسته سختِ امنیتی باکو در برابر نرمافزارِ قدرتمندِ تشیع و هویت تاریخی قفقاز، به شدت آسیبپذیر و متزلزل شده است.
افق پیشرو و فرجام تقابل:
تاریخ تحولات تمدنی اثبات کرده است که هیچ نیروی نظامی و امنیتی نمیتواند بر اصالت فرهنگی و باورهای فطری یک ملت پیروز شود. کشاندن خط مقدم درگیری به مدارس و تهدید مستقیم نوامیس جامعه، قمار خطرناکی است که دستگاه حکومتی باکو آغاز کرده است. این تقابل فرسایشی، گسست میان جامعه مسلمان و دیوانسالاری حاکم را به نقطه بیبازگشت خواهد رساند و جریانی که گمان میکند با یادآوری سرکوبهای گذشته میتواند روند بیداری را متوقف سازد، در نهایت مغلوب ارادهی پولادین همان مردمی خواهد شد که امروز آنها را تحقیر و تهدید میکند.
افزودن دیدگاه جدید