سلوک اجتماعی - استاد یزدان پناه (قسمت ۲۰)
سلوک اجتماعی - استاد یزدان پناه (قسمت ۲۰)
در این بخش، بیستمین قسمت از سلسله پادکست «سلوک اجتماعی» برگرفته از مباحث آیت الله سید یدالله یزدان پناه را به مدت 48 دقیقه با سالکان طریق حق به اشتراک می گذاریم.
◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈
گزیده جلسه | سلوک اجتماعی - جلسه بیستم
۱. اهمیت بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و شب بعثت
• مبحث سخنرانی، پیامبر رحمت و تبیینکننده بزرگ حقایق توحیدی است.
• با بعثت، باب آسمان به طور کلی در حق بشر گشوده شد.
• هر دستاوردی که بشر در معرفت، حقیقت، حکمت، علم، پاکی و طهارت به آن رسیده، از برکت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و بعثت ایشان است.
• انقلاب ما یکی از شعلههای بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.
• پیامبر صلی الله علیه و آله راه را باز کردند و فتح باب شفاعت کبری را انجام دادند.
• شب بیست و هفتم رجب (شب بعثت) شب بسیار عزیزی است و آسمان در آن گشایشی دارد.
۲. اتصال به پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق امیرالمؤمنین علیه السلام
• شب بعثت، شب زیارتی امیرالمؤمنین علیه السلام نیز هست و دستوراتی در این زمینه داده شده است.
• دلیل این امر این است که امیرالمؤمنین علیه السلام «مدینة العلم و علی باب» (شهر حکمت/علم و علی درِ آن است)؛ برای رسیدن به مدینه حکمت باید از راه علی مرتضی علیه السلام وارد شد.
• هر کس امشب از راه امیرالمؤمنین علیه السلام به رسول الله وصل شود، امیرالمؤمنین علیه السلام بدون دریغ میبخشد.
• رسول الله صلی الله علیه و آله از اینکه از راه امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شوند، خوشحال میشد.
• بهرهگیری از ماه رجب، به ویژه نیمه و شب بیست و هفتم، توصیه شده است.
۳. مفهوم و مبانی سلوک اجتماعی
• سلوک (طی طریق باطنی) عبارت است از: داشتن دغدغه توحید و خدا، معامله کردن تمام زندگی با خدا، و دغدغه بندگی خالص خداوند.
• بهترین توشه برای مسیر سلوک، توجه به خود خدا و خواستن خداست.
• سلوک اجتماعی آن چیزی است که دین به آن اشاره کرده است؛ بر خلاف دیدگاه برخی که سلوک را با کار اجتماعی ناسازگار میدانند.
• دین خاتم (دین ختمی) پیشنهاد میدهد که انسان همزمان در صحنه اجتماعی و اقدام اجتماعی باشد و سلوک کند.
مبانی بنیادین اندیشه سلوک اجتماعی:
۱. گره زدن امور دنیایی به توحید: دین، حتی دنیاییترین مسائل را با توحید سامان داده و گره زده است.
۲. بندگی فراگیر: اساس سلوک، بندگی است که صراط مستقیم محسوب میشود و ساحتی دوگانه نمیشناسد (نمیتوان در خانه بنده بود و در جامعه نبود).
۳. روح عمل: آنچه عمل انسان (فردی، اجتماعی، عبادی) را به ساحت سلوک بالا میآورد و آن را توحیدی میکند، روح عمل است؛ با روح توحیدی میتوان دست بر سر یتیم نواخت یا در جنگ شرکت کرد و آن را تبدیل به سلوک نمود.
۴. اندیشه توحید: فهم توحید (ذاتی، اسمایی، افعالی) انسان را در همه ساحتها (چه فردی و چه اجتماعی) با خدا طرف میکند و انسان در همه جا وجهالله و کارکرد اسماءالله را میبیند.
۵. انسانشناسی و نقش بدن و دنیا:
◦ انسان مفتور به بدن است و روح خداوندی در این بدن دمیده شده است.
◦ چون بدن مطرح است، لوازم آن (معاش، پوشاک، مسکن) باید پذیرفته شود و حکیم مطلق نمیگوید که در سلوک، کاری به معاش نداشته باشید.
◦ حذف بدن و امور دنیایی به بهانه سلوک، غلط است.
◦ دنیا بد نیست؛ امیرالمؤمنین علیه السلام دنیا را «متجر اولیای الهی» (محل تجارت اولیای خدا) و «مصلای ملائکه» (محل نماز فرشتگان) تعبیر کردند.
◦ انسان کامل حق هر ذیحق را ادا میکند، از جمله حق بدن را. کمال انسان به این است که تمام ساحتهایش (روح و بدن) درگیر بندگی شوند.
۴. فرمان الهی برای آبادانی زمین و تضاد ظاهری آیات
• خداوند انسان را از زمین خلق کرد و از او طلب کرد که آن را آباد کند (و استعمرکم فیها - سوره هود، آیه ۶۱).
• آباد کردن (استعمار/طلب عمران) شامل ساختن خانه، تأمین پوشاک، و غذای مناسب است تا بتوان وظایف معنوی و روحی را انجام داد.
• وجود حکومت و تشکیل زندگی زناشویی و خانوادگی نیز ضروری است.
• اشکال و تضاد ظاهری: آیات متعددی دنیا را مذمت میکنند، از جمله:
◦ دنیا وسیله فریب است (متاع الغرور - آل عمران ۱۸۵).
◦ دنیا لعب (بازیچه)، لهو (سرگرمی بیخود)، زینت (زیبایی جذاب)، و تفاخر (فخر فروشی و تکاثر در اموال و اولاد) است (حدید ۲۰).
• تاریخ اسلام شاهد ظهور کسانی بوده که با دیدن این آیات، کلاً دنیا را رها کرده و به «زهد غلط» روی آوردهاند.
۵. جمعبندی آیات: دنیا دار عبور و ممر است
• برای حل این تضاد، باید نگاه دین و قرآن به دنیا را درک کرد.
• نکته کلیدی اول: دنیا دار عبور (دار ممر) است، نه محل قرار و اقامت (دار مقر).
• آخرت قرارگاه همیشگی، ابدی و بیپایان (دارالقرار) است.
• دنیا ناپایدار (فانی) و گذراست.
• تشبیه نبوی: رسول الله صلی الله علیه و آله دنیا را به مسافری تشبیه کرد که زیر سایه درختی اندکی استراحت میکند و سپس آن را ترک میکند و به مقصدش میرود.
• تشبیه قرآنی: دنیا مانند بارانی است که میبارد و گیاهان را زیبا میکند (کشاورز را به شگفتی وا میدارد)، اما سپس زرد شده و تبدیل به خاشاک ریزریز (هتام) میشود، که نشاندهنده ناپایداری مطلق است.
• کوتاهی عمر دنیا (مکث): در صحنه قیامت، از کسانی که روی زمین بودند سؤال میشود که چقدر درنگ کردید (مکث کردید)؛ آنها پاسخ میدهند: «یک روز یا کمتر از یک روز»، زیرا کل دنیا در مقابل ابدیت، بسیار اندک است.
• فهمیدن این نکته که دنیا دار ممر است، نوع نگاهمان به دنیا را تغییر میدهد.
◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈
افزودن دیدگاه جدید