سلوک اجتماعی - استاد یزدان پناه (قسمت ۲۱)
سلوک اجتماعی - استاد یزدان پناه (قسمت ۲۱)
در این بخش، بیست و یکمین قسمت از سلسله پادکست «سلوک اجتماعی» برگرفته از مباحث آیت الله سید یدالله یزدان پناه را به مدت 48 دقیقه با سالکان طریق حق به اشتراک می گذاریم.
◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈
گزیده جلسه | سلوک اجتماعی - جلسه بیست و یکم
با توجه به سخنرانی آیتالله یزدان پناه در مورد سلوک اجتماعی، خلاصه مطالب ایشان به صورت فهرستوار در ادامه آمده است. این سخنرانی بیشتر بر مفهوم "وقت معنوی" و سپس بر مبانی هستیشناسانه و انسانشناسانه سلوک اجتماعی و نسبت دنیا و آخرت تمرکز دارد:
بخش اول: نکاتی در باب وقت معنوی
۱. تعریف وقت معنوی: وقت معنوی زمانی است که حال انسان مناسب انتقال به سوی عالم معنا میشود و انسان ناخودآگاه احساس میکند به آن سو وصل شده است
۲. اهمیت وقت معنوی: این وقت چنان اهمیت دارد که اگر یک بار در طول عمر هم پیش آید، مغتنم است.
۳. برکت شیعه: به برکت ارتباط با اهل بیت علیهم السلام و مناسبتهای مختلف در طول سال (همچون ایام شعبانیه، رجب، رمضان و شبهای قدر)، وقت معنوی بسیاری برای شیعیان فراهم شده است.
۴. مناسبتهای معنوی: مناسبتهایی مانند سوم، چهارم و نیمه شعبان، ایام ماه رجب، شبهای قدر و مواردی چون ولادت یا شهادت ائمه علیهم السلام، ناخودآگاه ما را به آسمان وصل میکنند.
۵. بهرهگیری: توصیه میشود که شیعیان یاد بگیرند از این فرصتها بهره ببرند و آگاه باشند (تنبه پیدا کنند).
۶. راهکار عملی: توصیه میشود که در ایام متعلق به ائمه یا بزرگواری مانند قمر بنیهاشم علیه السلام، برنامهای مختصر (مثلاً ۲ دقیقهای) داشته باشیم و از صوتهای زیبایی که ما را به سمت آسمان میکشاند، استفاده کنیم.
بخش دوم: مبانی سلوک اجتماعی (مقدمه)
۱. تعریف سلوک: سلوک به معنای داشتن دغدغه توحیدی و زیستن معنوی است، به نحوی که تمام زندگی انسان را پر کند و او را به سمت حضرت حق بکشاند و رضایت خدا را جلب کند.
۲. سلوک اجتماعی: پرسش این بود که آیا میتوان در صحنه اجتماع فعال بود و سالک نیز باقی ماند؟ پاسخ این است که بله [۸]. در حداکثر، دین سلوک را به شکل اجتماعی ترسیم کرده است [۸].
۳. مبانی سلوک: تا کنون چهار مبنای بنیادین توضیح داده شده بود و مبنای پنجم در حال بررسی است.
*مبنای دوم (عملی): اساس سلوک، بندگی ناب است که باید در همه جا (هم در خانه و هم در اجتماع) وجود داشته باشد.
*مبنای سوم (عملی): ملاک سلوک بودن یا نبودن یک عمل، به روح عمل برمیگردد؛ اگر روح عمل با دغدغه خدا و جلب رضایت او بسته شود، آن عمل سلوک است.
*مبنای چهارم (نظری/هستیشناسانه): همه ساحتهای هستی (توحید ذاتی، اسمایی و فعلی) ساحت خدا و وجهالله است.
هیچ جایی نیست که انسان با خدا تعامل نکند.
بخش سوم: مبنای پنجم (انسانشناسی و نسبت دنیا و آخرت)
۱. انسان دووجهی: انسان از نظر هستیشناسانه موجودی دو وجهی است: خاکی و مادی، و همچنین مجرد و روح خداوندی (نفخت فیه من روحی)
۲. اهمیت بدن: بدن شأنی از شئون انسان است و نباید آن را حذف کرد [۱۰]. بدن مرکب انسان برای شکار معنویت و کمال است.
۳. لزوم توجه به دنیا: بدن نیازهایی مانند معیشت، پوشاک و مسکن دارد؛ لذا یک حکیم در دستورات سلوکی، لوازم بدن را برای رسیدن به معنویت در نظر میگیرد.
۴. دستور آبادانی: فرمان قرآنی "واستعمرکم" (آباد کردن این دنیا و سمت دنیایی) باید مورد توجه قرار گیرد.
۵. تناقض ظاهری: این مسئله مطرح شد که چگونه قرآن از یک سو دستور آبادانی میدهد، اما از سوی دیگر دنیا را متاع غرور، لهو، لعب و سرگرمکننده میخواند.
بخش چهارم: حل تناقض (ابزاری بودن دنیا)
۱. دنیا دار ممر است: تلقی قرآن این است که دنیا بسیار گذرا و زودگذر است. اینجا دار مَمَرّ (مرحله عبور) است، در حالی که آخرت دار مَقَرّ (جایگاه ماندگاری ابدی) است.
۲. دنیا ابزار است، نه هدف: دنیا وسیله و متاعی است برای اینکه انسان خود را بسازد و آخرت خود را بسازد. دنیا خود مقصود نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به مقصد (آخرت) است.
۳. دنیا، جای عمل است: هدف از خلقت دنیا این است که انسان در آن عمل کند و نتیجه سعی خود را در آخرت ببیند ("لَیسَ لِلإِنسانِ إِلّا ما سَعی وَ أَنَّ سَعیَهُ سَوفَ یُریٰ"). آخرت جای حساب است، نه عمل.
۴. کمال از طریق عمل: انسان موجودی ناقص است که با عمل خود به کمال میرسد. عمل با انسان متحد شده و جزو جان او میگردد (اتحاد عمل و عامل)، و این همان چیزی است که انسان با خود به آخرت میبرد.
۵. جزای عین عمل: در آخرت، به انسان جز عملش را پاداش نمیدهند ("إِنَّمَا تُجزَونَ مَا کُنتُم تَعمَلُونَ"). فرد عین عمل خود را میبیند؛ مثلاً ادخال سرور در دل مؤمن به صورت جوانی خوشسیما در آخرت ظاهر میشود.
۶. اندیشه تزود (توشهبرگیری): نتیجه منطقی این مبانی این است که انسان باید در دنیا به فکر ساختن ابد خود باشد. لذا باید توشه برداشت ("تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقویٰ").
۷. باقیات صالحات: مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند، اما باقیات صالحات (کارهای نیکی که باقی میمانند) بهترند. باقیات صالحات همان امور خیری هستند که در جان مینشینند و بعد از مرگ با انسان باقی میمانند (مانند تربیت فرزند صالح).
۸. آبادانی معطوف به آخرت: اگرچه دستور به آباد کردن دنیا داده شده است ("واستعمرکم")، اما این آبادانی باید به گونهای باشد که به درد آخرت بخورد. باید دنیا را جوری آباد کرد که "از در و دیوارش توحید و آخرت بباره". این همان پایه اندیشه تمدن نوین اسلامی است.
نتیجهگیری
طرح قرآنی دنیا را مرحلهای گذرا برای عمل و ساختن ابدیت معرفی میکند. دنیا مهم است و باید آباد شود، اما آبادی آن باید معطوف به آبادی آخرت، معنویت، و طهارت باشد. معنای آیات مذمت دنیا (متاع غرور، لعب و لهو) در جلسه بعد توضیح داده خواهد شد.
◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈▬▬▬▬▬▬◈
افزودن دیدگاه جدید